گلپونه ها یاداشت های تلخ نویس
اشتباه از من بود؟ تقصیراز کوتاهی دستم بود یا از پریشانی ذهنم؟شاید از بیقراری دلم بود نمیدانم شاید از چشمانم بود که ندانسته تو را منگریست سالهای سال بود از هرکس که می امد سراغ تورا میگرفتمِ همه میدانند دستهای نیاز من به سوی قبله تو بلند شده بود حالا نام تو بر دفتر گریه هایم ثبت شده و یاد تو بر مرکب بی قرار سفرم اشیان دارد یاد وخاطره تو تا به اخر جاده زندگی با من خواهد بود دریغا! کاش زودتر میفهمیدم که یک رنگ ساده را نمیتوان تفسیر کرد و یک نگاه را در اندیشه روُیای مبهم فردا فهمید راستی چه تفاوت دارد که رنگ خاکستری کجای دنیا را پر کرده باشد ما که فقط سیاه میبینیم و سفید زمزمه میکنیم در خواب . پس چه فرقی میکند که میان این دو رنگ رنگ دیگری هم هست در این دنیا حقیقت رنگ باخته و صداقت جای خود را به خیانت سپرده است مهم نیست فردا چه خواهد شد ایا بارانی خواهد بارید یا نه. کبوتر کی و کجا خواهد مرد چه اهمیت دارد که همسفر ما خارهای کنار جاده باشند و از میان میوه های خوشرنگ قارچ های سمی باشد سهم مه
نظرات شما عزیزان:
|
||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
||
![]() |